تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :


 
 
نویسنده : مشم
تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393
نظرات

پشت این پنجره ها دل میگیره

غم و غصه ی دلو تو می دونی....

 

 

+عمری غم تو دلم زندونیـــــــــــــــــــــــه .....

++هرچی بهش میگم تو آزادی دیگه

میگه :

من دوستت دارم  ،  تو می دونی

+++وقتی تو نیستی ، حتی پشت همین پنجره

دلم تنگ ، گرفته ، پر غم میشه.....

++++مگه فردا چی میشه

تو می دونی

....

حتما فردا

می آی ، مال هم میشویم و هزارتا رویا ....

نمی دونم ، ....


 ...
نویسنده : مشم
تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393
نظرات

 

 

+ چشمای همیشه گریون آخه شستن نداره

++مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم

+++مثل سایه پا به پبام من تو رو همرام  بکشم   (نکشم)

 

 


نویسنده : مشم
تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393
نظرات

منتظرم . ..

شبیه یک آهنگ

                    غمگین قدیمی

                                     در آرشیو رادیو
 

   زنگ بزن ؛ بگو که ...

                            می‌خواهی مرا بشنوی

آزاد نوروزی


نویسنده : مشم
تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393
نظرات

تو اگر

بسته ای بار سفر ،

تو اگر نیستی دیگر ،

پس چرا

از همه‌ جا ، من صدای

تپش قلب تو را می‌شنوم ؟!

عمران صلاحی

 

+ از همه جا ، ....

++همه جا تو را می بینم...

+++همش کار دلم بود ، دلم خواست فدات شم ، دلم خواست تو دنیا پریشون تو باشم ....


نویسنده : مشم
تاریخ : سه شنبه 11 شهریور 1393
نظرات

به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیا عزیزم بیا صبرم سر اومد
میدونی قلبم آروم نداره تو سینه من یه بیقراره
زنجیرو وا کن زبام خونه من
چشم انتظارم بیا بخونه من
به دیدن من بیا مهتاب در اومد
بیا عزیزم بیا صبرم سر اومد
تو امید منی بزار مردم بدونن
غم عشق تو رو تو چشم من بخونن
تو خورشید منی من ذره محتاج نورم
بیا گرمی بده اگر چه دورم
فقط یه روز ز تو جدا میشم که تووی گورم
میدونی قلبم آروم نداره تو سینه من یه بیقراره
زنجیرو وا کن زبام خونه من
چشم انتظارم بیا بخونه من
به دیدن من بیا مهتاب در اومد

ه ـآیده

 

+ خیلی قشنگه

 


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

سنگی بگذار
بر کلمات من
چراغی روشن کن

دانستم

بی واژه تو را دوست دارم

 

شمس لنگرودی

 

 

+ :(


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

با تو ام
ای لنگر تسکین!
ای تکان های دل!
ای آرامش ساحل!
با تو ام
ای نور!
ای منشور!
ای تمام طیف های آفتابی!
ای کبودِ ارغوانی!
ای بنفشابی!
با تو ام ای شور ای دل شوره شیرین!
با تو ام
ای شادی غمگین!
با تو ام
ای غم!
غم مبهم!
ای نمی دانم!
هر چه هستی باش!
ای کاش…
نه،جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!


قیصر امین پور

نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

وقتی میای صدای پات
از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد


تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من می رسه ، آه


ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم


وقتی تو نیستی قلبمو
واسه کی تکرار بکنم
گل های خواب آلوده رو
واسه کی بیدار بکنم
واسه کبوترای عشق
دست کی دونه بپاشیم

مگه تن من می تونه
بدون تو زنده باشه
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم


اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
عزیز ترین سوغاتیه
غبار پیراهن تو
عمر دوباه ی منه
دیدن و بوییدن تو


نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس می خوام
عمر دوباره ی منی
تو رو واسه نفس می خوام
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام می رسم
به هر چی می خوام می رسم
وقتی میای صدای پات
از همه جاده ها میاد
انگار نه از یه شهر دور
که از همه دنیا میاد


تا وقتی که در وا میشه
لحظه ی دیدن می رسه
هر چی که جاده س رو زمین
به سینه ی من می رسه ، آه
ای که تویی همه کسم
بی تو می گیره نفسم
اگه تو رو داشته باشم
به هر چی می خوام می رسم

 

ه   ـــــایده


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هردو عالم بی خبر کن
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده
ز مینای حقیقت ساغرم ده

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم…

 

ه ـــمایون


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

کیستی که من


اینگونه به اعتماد

نام خود را با تو می گویم ...


کلید قلبم را

در دستانت می گذارم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم

و سر بر شانه‌ی تو

اینچنین آرام


به خواب می روم ؟

کیستی که من

اینگونه به جِد در دیار رویاهای خویش

با تو درنگ می کنم ؟!!

کیستی که من ، جز او

نمی بینم و نمی یابم ؟!!

دریای پشت کدام پنجره ای؟

که اینگونه شایدهایم را گرفته ای

زندگی را دوباره جاری نموده ای

پر شور ، زیبا و روان


دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم جان می گیرد

و هر لحظه تعبیری می گردد

از فردایی بی پایان در تبلور طلوع ماهتاب

با عبور از تاریکی های سپری شده ...

کیستی ای مهربان ترین ؟

احمد شاملو


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

تو بادبادکِ بازی‌گوشی بودی
که با دنباله‌ی عطرش
هر روز از خیابان نوجوانی‌ام می‌گذشت
و من کودکی که می‌دوید،
می‌دوید،
می‌دوید و نمی‌رسید...
کودکی که به تماشایت دل‌خوش بود
و نمی‌خواست سرِ نخ تو را به دست بگیرد.
کودکی که موهایش جوگندمی شدند
اما هرگز نخواست بزرگ شود
چرا که بزرگ شدن،
فراموش کردن تو بود!

من کودکی بودم که تمامِ عمر می‌دوید
و دست تکان می‌داد
برای بادبادکی که با بادها می‌رقصید
و او را نمی‌دید... //


یغما گلرویی

نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
شب مانده است و با شب تاریکی فشرده


کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟


رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی
دستان مهربانش یک قطره ناسترده


می رفت گرد راهش از دود آه تیره
نیلو فرانه در باد پیچیده تاب خورده


سودای همرهی را گیسو به باد دادی
رفت آن سوار با خود یک تار مو نبرده

 

ه ـــــمایون


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نظرات

دلم گرفته باشد و ...

تو نباشی و من جایی میان

سطرهای این شعر مرده باشم

دلت که گرفت

این شعر را بخوان

من

جایی میان

سطرهای این شعر مرده ام .

 

کامران رسول زاده


 ...
نویسنده : مشم
تاریخ : دوشنبه 3 شهریور 1393
نظرات
«دوستت دارم»

و پایان سطر نقطه ای نمی گذارم

 

 


نویسنده : مشم
تاریخ : شنبه 1 شهریور 1393
نظرات

دریا و کوه و آسمان را نه

جای خالی

تـــــــــ                    ــــورا

تماشا م کنم ....

علیرضا روشن