تبلیغات
 بندانگشتی
بابا روزت مبارک ...


تاریخ : سه شنبه 22 فروردین 1396 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
نه می تونم از این احساس رها شم
تا تو تنها شی
نه اون اندازه دل دارم 
 ببینم با کسی باشی
نمی تونم


برای زندگی با تو
ببین 
من 
تا کجا میرم
برای یک روز این رویا
دارم هر روز میمیرم ....


آه....


+دارم هر روز میمیرم 
++آه...
+++کسی از دل من با خبر نیست.....

:-(






طبقه بندی: آهنگی که دوستش دارم ...،  شعری که بلند بلند می خونم ...،  شعری که بلند بلند می خونم ...، 
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
اگر بپرسی دوستم داری ؟
بی درنگ می گویم
تا همیشه
تا بدرود زندگی
تا خستگی فاصله
تا آنگاه که بی نهایت تمام می شود

بهرام حمیدیان 




طبقه بندی: شعری که بلند بلند می خونم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396 | 06:55 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

آنقدر دوستت دارم که
 یادم نمی آید از کجا شروع شد!
داستان ما نه شروع دارد و نه پایان !
تو یکهو پایت را 
همان جایی گذاشتی که باید میگذاشتی!!
دیگر هم از من نپرس تا کی دوستم داری؟!
مگر میشود جلوی راه اوقیانوس ها را بست!!
مگر میشود جلوی خورشید
 چیزی قرار داد که دیگر نتابد!!!
برای دوست داشتن های من 
هیچ پایانی وجود ندارد!
 اگر تو نباشی و حتی اگر تو نخواهی!
این نویسنده داستان خودش را مینویسد!!
محسن دعاوی



:-(



طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396 | 06:51 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

تو که نیستی پیشم ، هر چی میگم

به هر کی میگم که با من بمونه

 میذاره میره از دلِ من

دیوونه میشم ،

 توویِ خیابون تنها میمونه

 دستایِ سرد و عاشقِ من

وقتی تو رو ، میبینم و

پَر میکشم توو دستایِ گرمت 

مثِ قدیما بچه میشم

میخوام با تو باشم ،

 توو دنیا جایی ندارم

 به جز دلِ تو اینو میگم

تو میتونی بمونی 

، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی 

نرو بسه دیگه این قهر

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

پیشِ من تو بمون ، پا به پام تو بیا

بذار هر چی میگن بگن

نمیدونن اونا ، که من عاشق شدم ، میخوام با تو باشم

توو دنیا جایی ندارم به جز دلِ تو اینو میگم

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر

تو میتونی بمونی ، میتونی بسازی

منو اونجوری که همه حسودم بشن آدمای این شهر

قول بده بمونی ، قلبمو بسازش

فقط تو میتونی منو آروم کنی نرو بسه دیگه این قهر


آرش ap  ،مسیح


+ ع اشق این آهنگم

++ریپیت ریپیت ...با صدای بلند ....چشامو میبندمو تو....


:-(




طبقه بندی: آهنگی که دوستش دارم ...،  شعری که بلند بلند می خونم ...،  شعری که بلند بلند می خونم ...، 
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396 | 06:25 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

من ساده می گویم

اگر چشم هایت مرا می پسندید

کارهای عجیب می کرد

            دیوانگی های عجیب و غریب

 

چیز زیادی نمی خواستم ...

 

فقط سری که شب ها

             روی سینه ات بخواب رود

 

روزها زود بلند می شدم

و آنقدر دوستت می داشتم

            که نفهمیم چگونه پای هم پیر شدیم

 

 

رسول ادهمی

 




طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : سه شنبه 15 فروردین 1396 | 12:56 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

دلتنگی را باید گفت ...


حتی اگر

طوری به جان خودت

             و واژه ها بیافتی که

                        مردم فکر کنند دیوانه ای !



و دوست داشتن را باید گفت ...


حتی اگر

مردم فکر کنند دیوانه ای هستی

که از شدت دلتنگی

            به جان خودت و واژه ها افتاده ای  ...


نیکی فیروزکوهی


+ از شدت دلتنگی...

:-(




طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:52 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

تو نیستی و من

تا جنون ، تا مرز نبودن

تا رها شدن

از هرچه که رنگ هوشیاری دارد ،

            تا سقوط ، تنها یک قدم فاصله دارم

 

تو نیستی و من

دلگیر از کسانی که

بی خبر می میرند ، بی خبر می میرم

مثل غریبی که

 دل به هیچ آشنائی ندارد

            با خودم به هم می زنم

مثل مسافری که

یقینی به رسیدن ندارد

            فاتحه ی هر چیز آبادی را خوانده ام

تو نیستی و من به هوای تو

سر می زنم به تک تک مسافر خانه های این شهر

 

احساس می کنم

همه غریبه ها بویی از تو دارند !

...

 

راحت ترین راه را تـــو انتخاب کردی ؛

"نبودن"

 

کوتاهترین راه را من ؛

"جنون"

 

 

 

نیکی فیروزکوهی


تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:51 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
ساعت از نیمه گذشته است

و من

به این می اندیشم ...

 

اگر کاری که

          عشق با من کرد ،


 
با تـــو می کرد

       چند روز دوام می آوردی ؟!

 

 

میلاد تهرانی




طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:44 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

به زودی در آغوشت می گیرم

می خواهم توی بغلت

همه اش بمیرم

و تو مدام بوسم کنی

تا خدا به بودنش شک کند!

می شود؟


عباس معروفی


تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

اینکه هر وقت

خودم را در آینه می‌بینم

یاد تو می‌افتم

یعنی چقدر عاشق توام؟

کجای تنم دنبالت بگردم

که نباشی؟

سبز آبی کبود من!

کجای چشم‌هام تعبیه شده‌ای

که همواره هستی؟

کجای سینه‌ام به خواب رفته‌ای

که همیشه بیداری؟

کجای آینه‌ها خانه کرده‌ای

که سرگردانی؟

بگو... کجا؟

اگر نیستی

چرا من راه می‌روم می‌نویسم حرف می‌زنم می‌خندم؟

اگر نیستی

اصلاً چرا باشم؟


عباس معروفی


+عاشق توام ...س...ا...





طبقه بندی: شعری که بلند بلند می خونم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
اینجا مهم نیست کجاست
بی تو
همه جا دور است ....


+ همه جا دور است...

تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

‏"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ ی عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت

حسین منزوی

+ :-(
آه....



طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

اوست
گرفته شهرِ دل
 من به کجا سفر برم...

مولانا

+من به کجا سفر روم





طبقه بندی: شعری که بلند بلند می خونم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:07 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

ای در دل من، 
میل و تمنا،همه تو!
وندر سر من،
مایه سودا،همه تو!

هر چند 
به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی 
و فردا همه تو

مولانا






طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:03 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

  • paper | بک لینک | فروش لینک