بندانگشتی

دلتنگی را باید گفت ...


حتی اگر

طوری به جان خودت

             و واژه ها بیافتی که

                        مردم فکر کنند دیوانه ای !



و دوست داشتن را باید گفت ...


حتی اگر

مردم فکر کنند دیوانه ای هستی

که از شدت دلتنگی

            به جان خودت و واژه ها افتاده ای  ...


نیکی فیروزکوهی


+ از شدت دلتنگی...

:-(




طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:52 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

تو نیستی و من

تا جنون ، تا مرز نبودن

تا رها شدن

از هرچه که رنگ هوشیاری دارد ،

            تا سقوط ، تنها یک قدم فاصله دارم

 

تو نیستی و من

دلگیر از کسانی که

بی خبر می میرند ، بی خبر می میرم

مثل غریبی که

 دل به هیچ آشنائی ندارد

            با خودم به هم می زنم

مثل مسافری که

یقینی به رسیدن ندارد

            فاتحه ی هر چیز آبادی را خوانده ام

تو نیستی و من به هوای تو

سر می زنم به تک تک مسافر خانه های این شهر

 

احساس می کنم

همه غریبه ها بویی از تو دارند !

...

 

راحت ترین راه را تـــو انتخاب کردی ؛

"نبودن"

 

کوتاهترین راه را من ؛

"جنون"

 

 

 

نیکی فیروزکوهی


تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:51 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
ساعت از نیمه گذشته است

و من

به این می اندیشم ...

 

اگر کاری که

          عشق با من کرد ،


 
با تـــو می کرد

       چند روز دوام می آوردی ؟!

 

 

میلاد تهرانی




طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : چهارشنبه 9 فروردین 1396 | 03:44 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 02:05 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

به زودی در آغوشت می گیرم

می خواهم توی بغلت

همه اش بمیرم

و تو مدام بوسم کنی

تا خدا به بودنش شک کند!

می شود؟


عباس معروفی


تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:30 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

اینکه هر وقت

خودم را در آینه می‌بینم

یاد تو می‌افتم

یعنی چقدر عاشق توام؟

کجای تنم دنبالت بگردم

که نباشی؟

سبز آبی کبود من!

کجای چشم‌هام تعبیه شده‌ای

که همواره هستی؟

کجای سینه‌ام به خواب رفته‌ای

که همیشه بیداری؟

کجای آینه‌ها خانه کرده‌ای

که سرگردانی؟

بگو... کجا؟

اگر نیستی

چرا من راه می‌روم می‌نویسم حرف می‌زنم می‌خندم؟

اگر نیستی

اصلاً چرا باشم؟


عباس معروفی


+عاشق توام ...س...ا...





طبقه بندی: شعری که بلند بلند می خونم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:24 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
اینجا مهم نیست کجاست
بی تو
همه جا دور است ....


+ همه جا دور است...

تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1396 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

‏"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ ی عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت

حسین منزوی

+ :-(
آه....



طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

اوست
گرفته شهرِ دل
 من به کجا سفر برم...

مولانا

+من به کجا سفر روم





طبقه بندی: شعری که بلند بلند می خونم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:07 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

ای در دل من، 
میل و تمنا،همه تو!
وندر سر من،
مایه سودا،همه تو!

هر چند 
به روزگار در مینگرم
امروز همه تویی 
و فردا همه تو

مولانا






طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:03 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

دوست داشتنت را 
از سالی به سال دیگری جا‌به جا می کنم !
مثل دانش ‌آموزی 
که مشقش را
 در دفتری تازه پاک نویس می کند ...!
صدای تو ، 
عطرتو ، 
نامه ‌های تو
شماره تلفن تو و صندوق پستی تو را هم منتقل می کنم
و می آویزمشان به کمد سال جدید
اقامت دائمی قلبم را
 به تو می دهم
تو را دوست دارم
و هرگز رهایت نمی ‌کنم !
بر برگه‏ ی تقویم آخرین روزِ سال
در آغوش می گیرمت
و در چهار فصل سال می‌ چرخانمت ....





طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1396 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
دلم برای تو تنگ شده است
اما 
نمیدانم چه کار کنم ؟
 مثل پرنده ای لالم
 که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند ....
رسول یونان 



طبقه بندی: خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : یکشنبه 6 فروردین 1396 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

تاریخ : یکشنبه 6 فروردین 1396 | 01:03 ق.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
دوباره دلتنگتم عزیزم
دوباره دارم بهم میریزم
چقدر از این حال بی تو بیزارم

به یادتم من آروم جونم ....



طبقه بندی: آهنگی که دوستش دارم ...،  خاطرات روزانه ...، 
تاریخ : شنبه 5 فروردین 1396 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : مشم | نظرات
بدون تو فقط
دیروزم
تموم عمرمو از دست دادم
کنارم هر کسی 
غیر از تو باشه
فقط هم صحبت دیونگیمه
تو تا وقتی از توقلب من نمیری
چه فرقی داره کی تو زندگیم باشه
تمام فکر من شده
منی که مست و خالیم
اگه یه لحظه با کسی ببینمت 
چه حالیم
اگه بدون عشق من
کنار کس دیگه ای خوشی 
به حرمت گذشتمون 
چرا منو نمی کشی ....

+نفس که می کشم
حالم خرابه
++...توان زندگی کردن ندارم ....

اح سان 


عاشق این آهنگم ...
برای  س ی ...ا


: -(
:-((



طبقه بندی: آهنگی که دوستش دارم ...،  خاطرات روزانه ...،  دست نوشته هام، 
تاریخ : شنبه 5 فروردین 1396 | 05:49 ب.ظ | نویسنده : مشم | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

  • paper | بک لینک | فروش لینک